Imam Sadeq and Shiites

(ترجمه فارسی)

Abdullah bin Yahya Kaboli approached Imam Sadeq AS and asked him for a doa during his travels. He said: Sometimes when I travel, and in my way, I face a wild animal, and I am much frightened.

Imam replied: Do as I will tell you, and no danger will harm you. When you see a wild animal, read Ayatol-Korsi and afterwards say this sentence: (translated into English) O God I intended to travel trusting you, and trusting Mohammad, and trusting Solomon bin David, and trusting Amirul-Mo’emenin and the rest of the imams. And the animal would not harm you at all.

One day Abdullah started a trip with his cousin (on his father’s side), and during the journey, they faced a wild animal. He did as Imam had said, and the animal returned and went away. His cousin was astonished by the incident. He was not a Shiite then, but seeing the scene, asked about its reasons, and when learning about Imam Sadeq AS became a Shiite.

After a while Abdullah again approached Imam and retold him how the animal had not harmed him, by doing what Imam had said. Imam then replied: Did you think that I was not watching you? You made a terrible mistake. I am with all my friends, my ear hears what they hear; my eyes see what they see; and my tongue speaks for them. The sentence that you said was in fact my order spoken by you; and the proof is that you and your cousin who did not believe in us by then, were standing by a river. He became a Shia on that day and his name is registered in the list of our Shiites.

Shia Alavi, Mazhab Jafari, p. 62 – 63

عبدالله بن یحیی کابلی خدمت امام صادق ع مشرف شد و گفت: من گاهی که مسافرت می کنم بین راه حیوان درنده ای سر راهم پیدا می شد و من وحشت می کنم.
 
امام ع فرمود: طبق دستوری که می دهم عمل کن، خطر رفع می شود. هرگاه آن حیوان سر راهت آمد آیة الکرسی را بخوان و بعد بگو: عَزَمتُ علیکَ بِعَزیمَةِ مُحمد ص و بِعَزیمة سُلیمان بن داوود و بِعزیمة امیرالمؤمنین و الائمة ع. آن حیوان بر میگردد و تعرضی به شما نمی کند.
 
عبدالله پس از چندی که با پسرعمویش همسفر شد، در بین راه، حیوان درنده ای سر راهشان آمد. عبدالله به دستور امام ع عمل کرد و آیة الکرسی را خواند و جمله ای را هم که امام ع تعلیم کرده بود گفت. آن حیوان بدون کمترین تعرضی از همان راه که آمده بود برگشت و رفت!
 
پسرعموی عبدالله که همراهش بود و تا آن روز اعتراف به ولایت اهل بیت ع نداشت، از مشاهده آن جریان که به تعلیم امام صادق ع بود مستبصر شد و اقرار به حقانیّت مذهب تشیع کرد. عبدالله پس از مدتی که خدمت امام صادق ع مشرف شد و جریان را نقل کرد، امام ع فرمود:
 
اَتَری اَنّی لَم اَشهَدکُم بِئسَما رَأیت: آیا تو گمان می کنی که من شاهد وضع و حال شما نبودم؟ بدگمان کرده ای.
 
آنگاه فرمود: اِنَّ لی مَعَ کُلِّ ولیٍّ اُذُناً سامِعَةً و عَیناً ناظِرَةً و لِساناً ناطقاً: من همراه هر یک از دوستانم گوشی شنوا و چشمی بینا و زبانی گویا دارم!
 
آن فرمان من بود که از زبان تو صادر شد و آن حیوان را برگردانید. علامتش این است که شما در آن موقع کنار نهر آبی بودید و پسرعموی تو که معترف به ولایت ما نبود، آن روز مستَبصِر شد و اسمش در میان شیعیان ما مضبوط است.
 
شیعه علوی، مذهب جعفری ص 62 – 63


(ترجمه فارسی)

Imam Sadeq AS:

We are the origin of all goodness, and from us originates all virtues.

Our enemies are the origins of all evil. All abomination and immorality is subordinate to them.

Lies, stinginess, gossiping (reporting one’s words that you know would cause trouble if others hear them), mischief making, usury, transgressing Godly limits, committing all kinds of sins, whether hidden or overtly, adultery, theft, and the like all belong to them.

Liar is a person who assumes he is one of us, but behaves like those against us.

Shia Alavi, Mazhab Jafari, p. 72 – 73
Kafi Vol. 8, p. 243

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

نَحنُ اَصلُ كُلِّ خَيرٍ وَ مِنْ فُروعِنا كُلُّ بِرٍّ
وَ عَدُوُّنا اَصْلُ كُلِّ شَرٍّ
وَ مِنْ فُروُعِهِم كُلُّ قَبيحٍ و فاحِشَة
فَمِنْهُمُ الْكَذِبُ وَ الْبُخْلُ وَ النَّمِيمَةُ وَ الْقَطِيعَةُ وَ أكْلُ الرِّبَا وَ أكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ بِغَيْرِ حَقِّهِ وَ تَعَدِّي الْحُدُودِ الَّتِي أمَرَ اللهُ وَ رُكُوبُ الْفَواحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ الزِّنَا وَ السَّرِقَةُ وَ كُلُّ مَا وَافَقَ ذَلِكَ مِنَ الْقَبِيحِ

ما [خاندان عصمت] منشأ همه خيرها و ريشه و اصل همه‌ نيكي‌ ها هستيم.
دشمنان ما نيز اصل و ريشه‌ همه‌ي بدي‌ ها هستند.
تمام زشتي‌ ها از شاخه‌ هاي وجود آنهاست.
پس دروغ، بخل، سخن چيني، فتنه انگيزي، رباخواري، تجاوز از حدود و مرزهاي الهي و ارتكاب گناهان اعمّ از آشكار و نهان از زنا و سرقت و اشباه اين امور همه نشأت گرفته از ناحيه‌ دشمنان ماست.

آنگاه فرمود:

فَكَذَبَ مَنْ زَعَمَ اَنَّهُ مَعَنا وَ هُوَ مُتَعَلّقٌ بِفُروعِ غَيْرِنا
پس دروغ گفته است آن كسي كه پنداشته كه او با ماست در حالي كه اعمالش متعلق به اعمال دشمنان ماست (مانند آنان رفتار می کند).

شیعه علوی، مذهب جعفری ص 76
اصول کافی ج 8 ص 374


(ترجمه فارسی)

Imam Sadeq AS:

There are groups of people gathering together in mosques, as if they are our representatives. But they have nothing to do with us, and we have nothing to do with them.

I hide myself away from them, but they keep intruding my privacy. May Allah take away their privacy!

They keep calling me imam, but I swear to God that I am not their Imam. I am Imam only to those who take heed of my words, and those who disobey my instructions, I am not his Imam. They do not belong to my name.
But why do they keep repeating my name. God please do not bring them and I together in one place.

Shia Alavi, Mazhab Jafari, p. 76
Kafi Vol. 8, p. 374

از حضرت امام صادق(علیه السلام) در اصول كافي نقل شده كه فرموده است:

حَلَقٌ فِي الْمَسْجِدِ يَشْهَرُوننا وَ يَشْهَرُونَ أنْفُسَهُمْ اُولَئِكَ لَيْسُوا مِنَّا وَ لا نَحْنُ مِنْهُمْ أنْطَلِقُ فَاُوَارِي وَ أسْتُرُ فَيَهْتِكُونَ سِتْرِي هَتَكَ اللهُ سُتُورَهُمْ يَقُولُونَ إمَامٌ أمَا وَ اللهِ مَا أنَا بِإمَامٍ إلاّ لِمَنْ أطَاعَنِي فَأمَّا مَنْ عَصَانِي فَلَسْتُ لَهُ بِإمَامٍ لِمَ يَتَعَلَّقُونَ بِاسْمِي أ لا يَكُفُّونَ اسْمِي مِنْ أفْواهِهِمْ فَوَ اللهِ لا يَجْمَعُنِي اللهُ وَ إيَّاهُمْ فِي دَارٍ

در مسجد گروه‌ هايي حلقه حلقه گرد هم مي ‌نشينند و راجع به ما صحبت مي ‌كنند و خود را در ميان مردم وابسته به ما و از پيروان ما معرّفي مي‌ نمايند، در حالي كه نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم. پس من خودم را از آنها پنهان می کنم، ولی آنها پرده ستر مرا می درند. خدا پرده سترشان را بیندازد (کنایه از این که چهره واقعی آنها را نشان دهد).

پيوسته مي‌ گويند امام، و من را امام خود معرّفي مي ‌كنند. اينك به خدا قسم من امام نيستم مگر براي كسي كه در زندگي ‌اش مطيع من باشد امّا كسي كه مرا نافرماني كند، من امام او نمي ‌باشم؛ چرا اين مردم به نام من مي ‌چسبند و چرا اسم مرا از دهانشان نمي‌ افكنند.

(آنگاه امام‌(علیه السلام) آن مردم را نفرين كرد و فرمود:) خدا مرا با آنها در يك خانه جمع نكند و همنشينمان نسازد.

شیعه علوی، مذهب جعفری ص 76
اصول کافی ج 8 ص 374


(ترجمه فارسی)

Imam Sadeq AS told one of his friends named ibn Jondab:

Oh Jondab! Send our message to our Shiites and tell them: Beware of being enticed by different religions and groups, because our vilayat will only be bestowed upon those who remain pious, and struggle hard in this world, and who help their fellow-brothers for the satisfaction of God.

Shia Alavi, Mazhab Jafari, p. 76
Mostadrak-ul-Vasayel, Vol. 11, p. 272

امام صادق(علیه السلام)ضمن حدیثی خطاب به يكي از اصحابشان به نام ابن جندب فرموده است:

يَابنَ جُنْدَبٍ بَلِّغْ مَعاشِرَ شِيعَتِنا وَ قُلْ لَهُمْ لا تَذْهَبَنَّ بِكُمُ الْمَذاهِبُ فَواللهِ لا تُنالُ وَلايَتُنا اِلّا بِالْوَرَعِ وَ الاجْتِهادِ فِي الدُّنْيا وَ مُواساةِ الاخَوان فِي اللهِ.

اي جندب، پيام ما را به گروه شيعيانمان برسان و به آنها بگو: مذاهب گوناگون و سليقه‌هاي مختلف، شما را از راه حق بيرون نبرند. به خدا قسم ولايت ما نصيب كسي نمي‌شود مگر از طريق ورع و پرهيز از محرّمات و كوشش در انجام وظايف عبادي و رسيدگي به وضع زندگي برادران در راه خدا و حلّ مشكلات آنان.

شیعه علوی، مذهب جعفری ص 76


Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Powered by WordPress.com.

Up ↑

%d bloggers like this: