امام جعفر صادق

عبدالله بن یحیی کابلی خدمت امام صادق ع مشرف شد و گفت: من گاهی که مسافرت می کنم بین راه حیوان درنده ای سر راهم پیدا می شد و من وحشت می کنم.
 
امام ع فرمود: طبق دستوری که می دهم عمل کن، خطر رفع می شود. هرگاه آن حیوان سر راهت آمد آیة الکرسی را بخوان و بعد بگو: عَزَمتُ علیکَ بِعَزیمَةِ مُحمد ص و بِعَزیمة سُلیمان بن داوود و بِعزیمة امیرالمؤمنین و الائمة ع. آن حیوان بر میگردد و تعرضی به شما نمی کند.
 
عبدالله پس از چندی که با پسرعمویش همسفر شد، در بین راه، حیوان درنده ای سر راهشان آمد. عبدالله به دستور امام ع عمل کرد و آیة الکرسی را خواند و جمله ای را هم که امام ع تعلیم کرده بود گفت. آن حیوان بدون کمترین تعرضی از همان راه که آمده بود برگشت و رفت!
 
پسرعموی عبدالله که همراهش بود و تا آن روز اعتراف به ولایت اهل بیت ع نداشت، از مشاهده آن جریان که به تعلیم امام صادق ع بود مستبصر شد و اقرار به حقانیّت مذهب تشیع کرد. عبدالله پس از مدتی که خدمت امام صادق ع مشرف شد و جریان را نقل کرد، امام ع فرمود:
 
اَتَری اَنّی لَم اَشهَدکُم بِئسَما رَأیت: آیا تو گمان می کنی که من شاهد وضع و حال شما نبودم؟ بدگمان کرده ای.
 
آنگاه فرمود: اِنَّ لی مَعَ کُلِّ ولیٍّ اُذُناً سامِعَةً و عَیناً ناظِرَةً و لِساناً ناطقاً: من همراه هر یک از دوستانم گوشی شنوا و چشمی بینا و زبانی گویا دارم!
 
آن فرمان من بود که از زبان تو صادر شد و آن حیوان را برگردانید. علامتش این است که شما در آن موقع کنار نهر آبی بودید و پسرعموی تو که معترف به ولایت ما نبود، آن روز مستَبصِر شد و اسمش در میان شیعیان ما مضبوط است.
 
شیعه علوی، مذهب جعفری ص 62 – 63


امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

نَحنُ اَصلُ كُلِّ خَيرٍ وَ مِنْ فُروعِنا كُلُّ بِرٍّ
وَ عَدُوُّنا اَصْلُ كُلِّ شَرٍّ
وَ مِنْ فُروُعِهِم كُلُّ قَبيحٍ و فاحِشَة
فَمِنْهُمُ الْكَذِبُ وَ الْبُخْلُ وَ النَّمِيمَةُ وَ الْقَطِيعَةُ وَ أكْلُ الرِّبَا وَ أكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ بِغَيْرِ حَقِّهِ وَ تَعَدِّي الْحُدُودِ الَّتِي أمَرَ اللهُ وَ رُكُوبُ الْفَواحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ الزِّنَا وَ السَّرِقَةُ وَ كُلُّ مَا وَافَقَ ذَلِكَ مِنَ الْقَبِيحِ

ما [خاندان عصمت] منشأ همه خيرها و ريشه و اصل همه‌ نيكي‌ ها هستيم.
دشمنان ما نيز اصل و ريشه‌ همه‌ي بدي‌ ها هستند.
تمام زشتي‌ ها از شاخه‌ هاي وجود آنهاست.
پس دروغ، بخل، سخن چيني، فتنه انگيزي، رباخواري، تجاوز از حدود و مرزهاي الهي و ارتكاب گناهان اعمّ از آشكار و نهان از زنا و سرقت و اشباه اين امور همه نشأت گرفته از ناحيه‌ دشمنان ماست.

آنگاه فرمود:

فَكَذَبَ مَنْ زَعَمَ اَنَّهُ مَعَنا وَ هُوَ مُتَعَلّقٌ بِفُروعِ غَيْرِنا
پس دروغ گفته است آن كسي كه پنداشته كه او با ماست در حالي كه اعمالش متعلق به اعمال دشمنان ماست (مانند آنان رفتار می کند).

شیعه علوی، مذهب جعفری ص 76
اصول کافی ج 8 ص 374


از حضرت امام صادق(علیه السلام) در اصول كافي نقل شده كه فرموده است:

حَلَقٌ فِي الْمَسْجِدِ يَشْهَرُوننا وَ يَشْهَرُونَ أنْفُسَهُمْ اُولَئِكَ لَيْسُوا مِنَّا وَ لا نَحْنُ مِنْهُمْ أنْطَلِقُ فَاُوَارِي وَ أسْتُرُ فَيَهْتِكُونَ سِتْرِي هَتَكَ اللهُ سُتُورَهُمْ يَقُولُونَ إمَامٌ أمَا وَ اللهِ مَا أنَا بِإمَامٍ إلاّ لِمَنْ أطَاعَنِي فَأمَّا مَنْ عَصَانِي فَلَسْتُ لَهُ بِإمَامٍ لِمَ يَتَعَلَّقُونَ بِاسْمِي أ لا يَكُفُّونَ اسْمِي مِنْ أفْواهِهِمْ فَوَ اللهِ لا يَجْمَعُنِي اللهُ وَ إيَّاهُمْ فِي دَارٍ

در مسجد گروه‌ هايي حلقه حلقه گرد هم مي ‌نشينند و راجع به ما صحبت مي ‌كنند و خود را در ميان مردم وابسته به ما و از پيروان ما معرّفي مي‌ نمايند، در حالي كه نه آنها از ما هستند و نه ما از آنها هستيم. پس من خودم را از آنها پنهان می کنم، ولی آنها پرده ستر مرا می درند. خدا پرده سترشان را بیندازد (کنایه از این که چهره واقعی آنها را نشان دهد).

پيوسته مي‌ گويند امام، و من را امام خود معرّفي مي ‌كنند. اينك به خدا قسم من امام نيستم مگر براي كسي كه در زندگي ‌اش مطيع من باشد امّا كسي كه مرا نافرماني كند، من امام او نمي ‌باشم؛ چرا اين مردم به نام من مي ‌چسبند و چرا اسم مرا از دهانشان نمي‌ افكنند.

(آنگاه امام‌(علیه السلام) آن مردم را نفرين كرد و فرمود:) خدا مرا با آنها در يك خانه جمع نكند و همنشينمان نسازد.

شیعه علوی، مذهب جعفری ص 76
اصول کافی ج 8 ص 374


امام صادق(علیه السلام)ضمن حدیثی خطاب به يكي از اصحابشان به نام ابن جندب فرموده است:

يَابنَ جُنْدَبٍ بَلِّغْ مَعاشِرَ شِيعَتِنا وَ قُلْ لَهُمْ لا تَذْهَبَنَّ بِكُمُ الْمَذاهِبُ فَواللهِ لا تُنالُ وَلايَتُنا اِلّا بِالْوَرَعِ وَ الاجْتِهادِ فِي الدُّنْيا وَ مُواساةِ الاخَوان فِي اللهِ.

اي جندب، پيام ما را به گروه شيعيانمان برسان و به آنها بگو: مذاهب گوناگون و سليقه‌هاي مختلف، شما را از راه حق بيرون نبرند. به خدا قسم ولايت ما نصيب كسي نمي‌شود مگر از طريق ورع و پرهيز از محرّمات و كوشش در انجام وظايف عبادي و رسيدگي به وضع زندگي برادران در راه خدا و حلّ مشكلات آنان.

شیعه علوی، مذهب جعفری ص 76


Powered by WordPress.com.

Up ↑

%d bloggers like this: